وقتایی که کل مسیرو باهاشون صحبتمیکردم و تک تکشون بهم زنگ میزدن تا ببینن کجا رسیدم.
وقتایی که شکم به درسارجعیت پیدا میکرد و به جای کلاس میرفتیم کافه و من راضی نمیشدم آبنبات چوبیمو از دهنم دربیارم و با دهن نیمه پر با کافهمن صحبت میکردم.
یکشنبه بالاخره میرم دانشگاه^_^.
برچسب:
نویسنده: ماهان کاظمی