سال گذشته وابستگیمو از یه سری افراد برداشتم .
اینطوری شد که با خودم گفتم مگه خرجمو میدن؟ نه!
مگه بهم خونه و غذا میدن؟ نه!
پس احتیاجی نیست به بودنشون وابسته باشم .
اینطوری شد که یکی از صمیمی ترین دوستامُ از زندگیم انداختم بیرون .
الانم هی داره دستُ پا میزنه که مثل سابق شیم ولی من نمیخوام . کسی که بی فکر عمل میکنه ( این شکل مودبانه ی یه لغت دیگه س!) و آسیب میزنه به مراتب از کسی که با برنامه ریزی بهت ضربه میزنه خطرناک تره ؛
و از یه طرفی هم با یکی دو نفر دیگه یطور دیگه رفتار میکنم، اندازه قدمشون قدم برمیدارم و میذارم خودشون بیان سمتم .
اینطوری خیلی راحتترم و قدر آدمُ بهتر میفهمن .
هیچی از آرامش خودم مهم تر نیست .
خآکستری نوشت های گیله دختر...
ما را در سایت خآکستری نوشت های گیله دختر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 121