•788
-
تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 6:32
•788 هوای اینجا کم کم داره به هم میزنه ؛ دیگه کم کم باید پروژه انزلی گردی رو شروع کنم. اول باید یه لیست درست کنم. ^^#خوش خوشان نوشت, خوشحال نوشت + نوشته شده در xa0سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۶ساعتxa012:20xa0 توسطxa0گیله دخترxa0 |xa0
•789
-
تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 6:32
یه روز که هوا خوبه و من میخوام توی خلوت خودم تو خونه بمونم مامان به سرش میزنه منو بعد از مدت ها از خونه بکشونه بیرون و مثلاً هوام عوض شه:/ نمیخوام خاااا! >___ دیروز آزیتا اومده بود خونمون و کلی برام خوراکی آورد که دخلشونُ همون شب آوردم :)) همونطور
•790
-
تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 6:32
[unable to retrieve full-text content]قاعدتاً الان باید یه مجموعه ی کامل از آثار آگاتا کریستی توی کتابخونم می بود! :/
•785
-
تاریخ: 1396/8/15 ساعت: 6:41
•785 دفترچه خاطرات عزیزم .. من آینده را دیدم؛ صورتی و پوشیده در ابریشم بود. "American Horror Story-Freak Show"#فیلم نوشت, مود نوشت + نوشته شده در xa0یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶ساعتxa021:20xa0 توسطxa0گیله دخترxa0 |xa0
•786
-
تاریخ: 1396/8/15 ساعت: 6:41
مهمونای همسایه پایینی توی بالکن داشتن بلند بلند حرف میزدنُ میخندیدن منم خسته و کوفته و بی عصاب -_- دو تا داد زدم و ادای خنده های خاله زنکیشونُ در اوردم؛صداشون که قطع شد هیچ!تو پارکینگ دارن استارت میزنن ماشینشونُ که برن:))))#ایشه, روز نوشت, اخمو نوشت
•787
-
تاریخ: 1396/8/15 ساعت: 6:41
•787 منُ دوستم مریم جفتمون کتونیای یه شکل خریدیم که پای جفتمونُ میزنن :)) :/ -_- باید بپوشیم!باید ..#اخمو نوشت, ایشه + نوشته شده در xa0یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶ساعتxa021:50xa0 توسطxa0گیله دخترxa0 |xa0
•782
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 22:08
دارم "Freaks and Geeks" میبینم و به این فکر میکنم اگه هر جایی بجز ایران بودم خاطرات دوران دبیرستانم خیلی متفاوت می بود. پٔرام دِیت ، مهمونی وقتی بابا و مامان بیرون از شهرن یا عشق دوران دبیرستان و نوشتن یه آهنگ برای همون روزا. تنها کاری که توی دوران دبیرستان کردیم یا وسایل تعمیرکارا رو برمیداشتیم یا ...
•783
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 22:08
یسسس!یییییس!! امشب تو مهمونی داشتم با مامانم صحبت میکردم که دارم پولامُ جمع میکنم که هر چه زودتر کتابای هری پاتر رو بخرم اما زیادن و از این حرفا .. یکی برگشت پرسید که هری پاتر دوست داری؟گفتم عاشقشممم! ^ــ^ گفت که اتفاقا شبیه شخصیتای هری پاتری و کلاً استایلت خاصه.مثل انگلیسی ها هستی . (من برم به ادام...
•784
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 22:08
[unable to retrieve full-text content]کاکتوس خرگوشیم خراب شده :( بهش زیاد آب ندادم پس چرا اینطوری شد خُ؟! :/
•774
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 12:14
موافقین یه کار جالب انجام بدیم؟شما سوال کنید و من توی فایل صوتی جواب بدم.هوم؟ یه ایده ی جالبتر دارم.بزودی..! + نوشته شده در xa0یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۶ساعتxa020:18xa0 توسطxa0گیله دخترxa0 |xa0
•775
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 12:14
یادمه دوران مدرسه با اکراه میشستم پای درسم.ولی الان اوضاع طوری شده که خودم خوش خوشان میرم سراغ کتابام :))#نیشِ باز نوشت + نوشته شده در xa0سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۶ساعتxa011:48xa0 توسطxa0گیله دخترxa0 |xa0
•776
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 12:14
[unable to retrieve full-text content]اوضاع یجوری خوبه که انگار اینجا هاگواترزه!
•771
-
تاریخ: 1396/7/29 ساعت: 17:38
وقتی یکی بهم میگه هری پاتر دیگه تموم شده،دوست دارم انگشتامو بکنم تو دهنشُ از هر دو طرف دهنشُ کش بیارم :| هری پاتر یه سبکِ زندگیه!چطور ممکنه تموم بشه؟! (چوب دستی اش را بیرون میکِشد!)#هری پآتر نوشت, پاترهد + نوشته شده در xa0شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۶ساعتxa010:31xa0 توسطxa0گیله دخترxa0 |xa0
•762
-
تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 0:10
دیروز توی گروه دانشجوییمون قرار گذاشتیم که طبقه همکف همدیگه رو ببینیم. یکی از بچه ها (مریم) صبح پی ام داد من زود رسیدم شما ها کجایین؟ منم زود رسیده بودم و خوشحال شدم یکی اومده.پی ام دادم که تو کجایی؟بیا کنار بورد. که دیدم مظلومانه داره میاد و رفتم پی
•763
-
تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 0:10
"Downton Abbey" یه شاهکارِ مدرنه! چرا بیشتر ازش قدردانی نشد؟ موسیقی،دکور،لباس،ادبیات و و و ! همه چی شاهکار! (فنجان چایش را با دلخوری بلند میکند!) #برای دانتون مینویسم, فیلم نوشت + نوشته شده در xa0یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۶ساعتxa019:4xa0 توسطxa0گیله دخترxa0 |xa0
•740
-
تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 11:02
چطور میتونن برن رستورانُ کافه که صبحونه بزنن در صورتی که این همه غذا خوری و کبابی تو جاده هست؟!زندگی رو راحت بگیریدُ لم بدین روی تختِ چوبی و لوبیا کباب بزنید. ^_^#ایکس اُ ایکس اُ نوشت + نوشته شده در xa0جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa015:52xa0 توسطxa0گیله دخترxa0 |xa0
•742
-
تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 11:02
امروز رفتم کتابخونه.اون خانوم کتابدار مهربونه یکم نشست باهام حرف زد آخرشم گفت هفته ی دیگه نقد کتاب داریم.هفته بعدترش هم،شاهنامه خوانی خوب میشه بیای و از این حرفا. حالا موندم برم ، نرم !؟ :/ فکر کنم برم.آخرش میام انقد دربارش مینوسم خزش میکنم :)))#روز نوشت + نوشته شده در xa0یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۶ساعتxa01...
•743
-
تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 11:02
من امروز فهمیدم چقدر کفشایی که رنگشون سفیدَرُ دوست دارم^_^ بعد از مدت ها کفش سفیدمُ پوشیدم و با هر قدم بهش نگاه میکردمُ نیشم وا میشد. :)) کلاً رنگای شادُ روشن برای کفش خیلی خوشگله. رنگی رنگی قدم بزنید. ^_^ #خوش خوشان نوشت + نوشته شده در xa0یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۶ساعتxa020:3xa0 توسطxa0گیله دخترxa0 |xa0
•744
-
تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 11:02
یکی از کارهایی که دوست دارم اینه که وقتی میخوام برم خونمون از خیابون اصلی نمیرم،از کوچه پس کوچه هایی میرم که همیشه خلوتن و شالمُ میزنم عقب یکم باد بره لای موهام ^_^ بارون که بیاد هیچی اصن ^__^#ایکس اُ ایکس اُ نوشت + نوشته شده در xa0دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۶ساعتxa019:40xa0 توسطxa0گیله دخترxa0 |xa0
•745
-
تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 11:02
من در حدی قیافم بچه میزنه که وقتی امروز تنها رفتم بانک تا حساب باز کنم،کارمند بانک یه نگاه به پشتم انداخت که ببینه همراه دارم یا نه :)) بعد با تعجب پرسید شما چند سالته :))#نیشِ باز نوشت + نوشته شده در xa0دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۶ساعتxa019:42xa0 توسطxa0گیله دخترxa0 |xa0