•712
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:05
[unable to retrieve full-text content]یکی از دلایلی که دوست دارم کولر روشن باشه اینه که میتونم جوراب بپوشم! ^_^
•713
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:05
الان تو همون مودی هستم که ازش بدم میاد! دوست دارم برم بیرون و یه بادی به کلم بخوره اما از یه طرف هم میخوام خونه باشم و لم بدم و فیلم ببینم. پ.ن:دیروز دخترداییمُ دیدم.بچه ی توی شکمش 9 ماهِ بود.یه شکم داشت به چه بزرگی ^_^ نمیتونستم چشم از شکمش بردارم.آخرش فهمید،پرسید چیه؟گفتم بابا تو از فروردین رفتی ش...
•714
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:05
مامانُ بابام انقد وعده و وعید درباره ی خرید حیوون خونگی بهم دادن که دیگه بیخیال شدم ترجیح میدم یه حیوون خونگیِ خیالی داشته باشم :)) بیاع!اسمش حشمتِ!الانم دارم بهش هویج میدم بخوره :'( #غرغر نوشت+ نوشته شده در xa0چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa021:57xa0 توسطxa0گیله دُخترxa0 |xa0
•715
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:05
توی محله ای که زندگی میکنم یه فروشگاه لوازم آرایشیه که صاحب مغازش یه پسر داره و گاهی هم تو مغازه میمونه.این آقا اعتماد به نفسش هم خیلی بالاست،تو کار موزیک(!) و دکلمه (!!!) اَس! در جریانید که هیشکی از دست من در امان نیست و همه رو یجوری سوژه میکنم؛این پسره رو هم همینطور:))) امروز هم دیدمش و از خنده کب...
•716
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:05
امشب مامان بابام خیارشورامو که جا سازی کردمُ پیدا کردن :'( تمومش کردن :(( (گریه و شیونِ حضار) . خشم مرلین بر شما باد! من با تمامِ شکمو بودنم وقتی یه خوراکی رو که دوست دارم خیلی خوب ازش نگهداری میکنم و سعی میکنم زیاد ازش نخورم.حدالامکان از رو ظرف لیس میزنم:))))) دل ندارم زود تموم شه:))) #پیسه شکم, اخ...
•702
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:58
کسایی که میان چنل بعد لفت میدن آگاهن که توی Recent Actions آی دیاشون میاد؟ :/ آگاه باشید:))#بیحوصله نوشت, سُ وات+ نوشته شده در xa0دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa00:12xa0 توسطxa0گیله دُخترxa0 |xa0
•703
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:58
دیروز یکی از بهترین روزام بود.الان هم با یادآوریش نیشم باز میشه:)) با دوستم نیلوفر رفتیم بیرون،من چیزبرگر سفارش دادم؛نیلوفر تا بیاد گازِ سومشُ بزنه من تموم کرده بودم:)) از آویشن و نی دزدی هام نگم :)) و یه کار دیگه هم کردم که نمیتونم بگم :))) از اونور هم رفتیم فروشگاه من خیارشور بخرم(دوست دارمم^^)،ان...
•704
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:58
امروز صبح یکم بارون بارید اما من خواب بودم از دست دادم :'( دلم از همون بارونای وحشی میخواد :( فکر کنم بارون با من قهره انقدر که توی زمستون بهش بد و بیراه گفتم :)) #ناراحت نوشت+ نوشته شده در xa0چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa013:35xa0 توسطxa0گیله دُخترxa0 |xa0
•705
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:58
من یه مدت خواننده ی خاموش زیاد داشتم.اگه هنوزم هستین کامنت بذارین خوشحال شم ^_^#مود نوشت+ نوشته شده در xa0چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa018:22xa0 توسطxa0گیله دُخترxa0 |xa0
•707
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:58
همه ی ما یک یونیکرن لا به لای چروک های مغزمان داریم که گاهی با شاخش به مغزمان میکوبد؛این شاخ زدن ها آغازِ یک خلاقیت و ذوق هنریست ... باعث میشود حس خوب داشته باشید و شاد باشید.پس هروقت خوشحال بودید،از یونیکورنِ درون مغزتان تشکر کنید. پ.ن:به کمک یونیکرن هایتان،دنیا را پر از رنگین کمان و پیکسی داست کنی...
•693
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:31
شکست عشقی رو امروز خوردم وقتی فهمیدم شهرمون زمینِ تنیس داره!اونم دو تا! :(((( قول میدم شروع کنم! :((#ناراحت نوشت+ نوشته شده در xa0شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa018:41xa0 توسطxa0گیله دُخترxa0
•694
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:31
الان دلم هوای اون روزایی رو کرده که با بابا و مامان میرفتیم رشت خرید. من نمیخوام بزرگ شم :( میخوام دست جفتشونو بگیرم و برم بیرون :'( #نوستالژیک نوشت, اخمو نوشت+ نوشته شده در xa0سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa021:31xa0 توسطxa0گیله دُخترxa0
•696
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:31
نمیدونم چیشد که امروز صبح زود بیدار شدم . بهتر بگم "صبح" بیدار شدم! :)) نشستم فیلمِ "در دنیای تو ساعت چند است؟" رو دیدم؛که فیلمبرداریش توی رشت و انزلی بود. حالُ هواش برام خیلی دوست داشتنی و نوستالژیک بود. #ایکس اُ ایکس اُ نوشت, فیلم نوشت+ نوشته شده در xa0چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa013:20xa0 توسط...
•697
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:31
Downton Abbey مشاهده کنندگانیم ^.^ با یه فنجون پر از گل گاوزبونُ یه سرِ پر درد! هِر لیدی شیپ "گیله دختر"!:)) #نیشِ باز نوشت, فیلم نوشت+ نوشته شده در xa0پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa021:25xa0 توسطxa0گیله دُخترxa0
•699
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:31
[unable to retrieve full-text content]باید برم کوله پشتی بخرم . هیچوقت با کیفای بزرگِ زنونه راحت نبودم:/ ugh! بَک پَک^.^
•700
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:31
انتقام تمام روزای تابستونُ که بخاطر گرما نتونستم برم بیرون رو تو پاییز و زمستون میگیرم!شما هم شاهدین! :/ پ.ن:یه ساعت میری بیرون بقیه 23 ساعتُ یه گوشه مثه جنازه افتادی -.- #اخمو نوشت, ایشه+ نوشته شده در xa0جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa022:31xa0 توسطxa0گیله دُخترxa0 |xa0
•701
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:31
امروز با مامان بعد از کتابخونه و انتخاب رشته،رفتیم سر پل /. انتهای پل رو یه نیمکت نشستیم . من دو تا کتاب از کوله ام درآوردم ... کتاب "مادام کاملیا" رو مامانم خوند و منم شروع کردم به خوندن کتاب "آسمان به زمین می آید". کتاب خوندن رو توی فضای بیرون امتحان کنید.خیلی خوبه /. ^^ #ایکس اُ ایکس اُ نوشت, رو
702
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:31
کسایی که میان چنل بعد لفت میدن آگاهن که توی Recent Actions آی دیاشون میاد؟ :/ آگاه باشید:))#بیحوصله نوشت, سُ وات+ نوشته شده در xa0دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa00:12xa0 توسطxa0گیله دُخترxa0 |xa0
•680
-
تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 14:44
تابستون کمی تا قسمتی داره روتین میگذره :/ بخاطر همینه که چیزی ندارم که بنویسم. شروع کردم به سریال دیدن.یه دور کامل مادرن فمیلی رو دیدم شبا هم 13 ریزنز وای. (چرا انگلیسی ننوشتم:|) از فردا شروع میکنم فرندزُ دانلود کردن ^^ #روز نوشت+ نوشته شده در xa0پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۶ساعتxa0۱۰:۵۴ ب.ظxa0 توسطxa...
•681
-
تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 14:44
میگفتم پول ندارم نمیرم بیرون الان پول دارم نمیرم بیرون :)) ترجیح میدم لش کنم و کانتر بازی کنم و فیلم ببینم و کتاب بخونم زیر باد کولر.کاری که توی دوران مدرسه نمیکردم یا با استرس و عذاب وجدان! هوای اینجا شرجیه وقتی بیرون میری هم موهات به هم میریزه هم خیس عرق میشی -__- منم گرماییم؛وقتی میرم بیرون و میا...